از براهنی.

خرید بک لینک
دیروز یه عکس از خودمو به حاتم و نیما نشون دادم حاتم گفت چقدر اینجا شبیه مامانایی. نیما گفت انگار یه بچه پنج ساله و یه بچهی سه ساله داری. گفتم آه میتونستم مامان باشم. حاتم گفت آخی. اشک تو چشمام جمع شده بود

کاش همیشه مثل اون روز خوشگل و شبیه مامانا بودم.

از براهنی....

ما را در سایت از براهنی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 12:16

دیر شد. خاطرهی بد در ذهن یک سارینا یک جای این دنیا گذاشتی. چه سیگارها که برای تو کشیده شد و چه خون ها که برای حرف های تو جاری شد. چه حرف ها که خورده شد چه اشک ها و چه چشم هایی که سیاه شد. برای سال ها لعنت به تو. میتوانستم در آن دوسال چیز دیگری باشم

از براهنی....

ما را در سایت از براهنی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 12:16

این آهنگ sleep party people غمگینم میکنه. منو یاد تمام بدختیام از اول تا اینجا میندازه. یاد بابا میفتم. نامه هایی که براش نوشتم اما هیچوقت نتونستم بذارم رو میزش و از خونه فرار کنم.

از براهنی....

ما را در سایت از براهنی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 12:16

دلم میخواد تا شب سیگار بکشم، اون لابهلا اشک بریزم و خودم رو لعنت کنم

از براهنی....

ما را در سایت از براهنی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 12:16

چقدر تو دنیا آدم کمه؟ من نزدیکت بودم. رو تخت دراز کشیده بودم

از براهنی....

ما را در سایت از براهنی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 12:16

چرا استاد باید به عرفان بگه منو خیلی دوست داره و هواش رو داشته باش؟

از براهنی....

ما را در سایت از براهنی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 12:16

صفحه بندی